صفحه اولتماس با مانقشه سایت

سخنرانی های دکتر انوشه ( روابط دختران و پسران )
آیا شما نیز دکتر انوشه را می شناسید؟ آیا تکه هایی از کلیپ های صوتی و یا تصویری ایشان را در گوشی ها دیده اید؟ این کلیپ ها که حداکثر در قطعه های ۵ دقیقه ای منتشر شده بود مورد استقبال زیادی قرار گرفت و به سرعت آقای انوشه را معروف ساخت!   

این سخنرانی به شما کمک میکند طرف مقابل را به خوبی شناخته و ارتباط بهتری ایجاد کنید 

این مجموعه شامل ۵۰۰ دقیقه نکات ریز یک زندگی هست زندگی که اگر شما با بی تجربگی آغاز کنید با مشکلات زیادی بخورد خواهید کرد
http://zibashop.netforoosh.com/product/%D8%B3%D8%AE%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%B4%D9%87-%28%D8%B1%D9%88%D8%A7%D8%A8%D8%B7-%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D9%88-%D9%BE%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D9%86%29-21.html

ناصر ملک مطیعی با کیومرث ملک مطیعی نسبتی دارد


توجه : مطالب زیر از سایت های مختلف گرد آوری شده است و صرفا جهت جستجو گر اتوماتیک سایت نمایش داده میشود در صورتی که مطلب غیر اخلاقی یا خلاف قوانین کشور مشاهده نمودید لطفا از طریق این صفحه به ما اطلاع دهید
توجه : مالک این سایت و خود این سایت هیچگونه ارتباطی با مطالب جستجو شده از سایت های مختلف ندارد و هیچگونه مسئولیتی را نمیپذیرد تمام مطالب این سایت به صورت خودکار و با استفاده از ربات های جستجوگر مانند گوگل در این سایت درج میشوند
توجه : این سایت در ساماندهی سایت های اینترنتی ثبت شده است و آدرس و مشخصات حاصب آن در آن موجود است
توجه: این سایت یک سایت جستجوگر مطالب است و مطالب به صورت خودکار از وبسایت های فارسی بازنشر میشوند.
توجه: این سایت به صورت اتوماتیک کلمات رکیک و غیر اخلاقی و محصولات غیر مجاز را فیلتر میکند ولی اگر برنامه نتواند آنها را فیلتر کند آنهارا نمایش نمیدهد از این رو از شما پوزش میطلبیم
Icon142 گپ و گفتی منتشر نشده با زنده‌یاد کیومرث ملک‌ مطیعی
پای حرف‌های پیرمرد که می‌نشینی، حال و هوایش به دلت جاخوش می‌شود. حال و هوایی که پیرمرد صبور انزلی را مثل حال و هوای دیارش، بارانی و سبز کرده، جنب و جوشش هم گاه غلام شش‌لول‌بند پرهیاهوی زیرآسمان شهر را به یادت می‌نشاند
و قلقلکی می‌شود به ذهنت تا دری بکوبی و از احوال آقاغلام و مهتاج خانم سراغی بگیری...
اما حالا مثل همیشه عمر، دیگر دیر شده و باید سراغش را از سردی یک مشت خاک گرفت. آری: پیرمرد جسمش را اینجا جا گذاشت و رفت تا ضلع سوم مثلث مرگی باشد که دو ضلع دیگرش را همین چند روز پیش، رضا کرم‌رضایی و محمود بنفشه‌‌خواه پر کرده بودند؛ مثلثی برای پیشکسوت‌ها...
اکنون که حرف‌های پیرمرد را به ناز نگاهتان می‌سپارید اگر زلال باران، سراغ دل ترد و نازکتان را گرفت، سبزه صلواتی را پیشکش این مسافر هنرمند کنید.
«سال 1315 در بندر انزلی به دنیا آمدم. مدرک تحصیلی من،‌ یازده قدیم است و 3 فرزند (دو پسر و یک دختر)‌ دارم. سال 1331 برای آموزش عملی تئاتر، نزد زنده‌یاد محمدحسن‌خان میلانی رفتم و از سال 1333 بازی در تئاتر را آغاز نمودم. با تعطیلی تنها تئاتر استان گیلان در سال 1338، برای ادامه فعالیت هنری، راهی تهران شدم و از آنجا که نمی‌خواستم تنها از راه بازیگری امرارمعاش کنم به استخدام اداره برق درآمدم و تئاتر را نیز همراه با شغل اصلی‌ام در لاله‌زار ادامه دادم. الان که در خدمت شما هستم 6 دهه از آن روزها می‌گذرد و آثار نمایشی، تلویزیونی و سینمایی متعددی چون: زیر گذر لوطی صالح، چرا عاقل کند کاری، داروی جوانی، تلخ و شیرین، به دنبال بنفشه‌ای، گمشده، شب هزار و یکم، زیر آسمان شهر 1 و 2و 3، مدرسه ما، شاه دزد، اشک تمساح، مزرعه کوچک، هتل مروارید، گل پامچال، مسافر، پس از باران، تعطیلات نوروزی، شهر شراب، ماهی‌ها در خاک می‌میرند، کلاغ، فریاد عشق، طوطی، فریاد زیرآب، صبح خاکستر، نفس بریده، سرخپوست‌ها، سایه‌های بلند باد، فریاد مجاهد، طلوع انفجار، سرباز اسلام، دست شیطان، جاده، برنج خونین، سفیر، مرگ سفید، شیلات، بازجویی یک جنایت، مردی که زیاد می‌دانست، راه دوم، تفنگ شکسته، میهمانی خصوصی، معما، بگذار زندگی کنم، سرزمین آرزوها، جنگلبان، ترن، آوای دریا، الو! الو! من جوجوام، فردا روز دیگری است، عروس فراری، قاعده‌بازی، خروس جنگی، حلقه‌های ازدواج، پسر آدم دختر حوا، گل بارون، صبح روز هفتم و ... کوله‌بار مرا سنگین کرده است.»
موافقید سرکی بکشیم به روزهای کودکی و نوجوانی‌تان، روزهایی که شاید سلامی بود به بازیگری.
دوران کودکی من همانند سایر کودکان به بازی سپری شد و روزهای نوجوانی‌ام را به درس و مدرسه و فراگیری هنر بازیگری گذراندم. در دوران دبیرستان چند تئاتر کار کردم و مورد تشویق قرار گرفتم. هر بار نیز جایزه‌ای به من تعلق می‌گرفت. این تقدیرها باعث شد تا به استعداد خود پی ببرم. اتفاقا در همین گیر و دار، تئاتر گیلان در رشت که تنها تئاتر شهر بود، اطلاعیه پذیرش هنرجو اعلام کرد. من هم از خدا خواسته تست دادم و پذیرفته شدم و کار هنری را دنبال کردم.
پس حس بازیگری از همین تئاترها به دلتان چنگ انداخت؟
این حس در نمایشنامه نادر پسر شمشیر که اولین کار رسمی‌ام در تئاتر بود، درون من شکوفا شد. آن زمان 23 ساله بودم و نقش سلطان 85 ساله را بازی کردم یعنی در 23 سالگی، 85 ساله شدم با خنده] اینجا بود که خودم را به عنوان یک بازیگر باور کردم.
با نشان کدام فیلم یا سریال، سری در سرها درآوردید و از روزهای آماتوری فاصله گرفتید؟
البته من در خیلی از کارهای تئاتری مطرح شدم ولی در فیلم «صبح خاکستر» و سریال «شاه دزد» این قضیه، نمود بیشتری داشت.
شما در آثار زیادی به ایفای نقش پرداخته‌اید. آیا ملاک و معیار خاصی را برای بازی در فیلم‌ها و سریال‌ها در نظر می‌گیرید یا ...؟
از همان ابتدا ملاک من برای بازی در یک فیلم یا مجموعه تلویزیونی توانایی ایفای درست آن نقش و سپس جلب رضایت مخاطب بوده است.
اما جلب رضایت مخاطب،‌ نسبی است و نمی‌تواند به این آسانی که شما می‌گویید باشد.
با شما موافقم و معتقدم سرنوشت هر فیلم یا سریالی را مردم رقم می‌زنند نه بازیگران.
اگر آثار سینمایی و تلویزیونی، محتوای پرباری داشته باشند قطعا مخاطبان زیادی را با خود همراه خواهند کرد. در میان کارهای من نیز آثاری از این دست‌کم نبوده است.
بعد از حدود 6 دهه فعالیت، هنوز هم دلهره اهدایی دوربین به آنهایی که چشم در چشمش می‌دوزند را با خود دارید؟
بله، هنوزم که هنوز است وقتی جلوی دوربین قرار می‌گیرم، دلهره به جانم می‌افتد. در تئاتر هم این‌گونه بودم البته این دلهره صرفا به این دلیل است که آیا می‌توانم مورد تایید مخاطب قرار گیرم یا نه.
خب برویم سراغ نقش‌هایی که بعد از اتمام کار هم دست‌بردارتان نبودند و همچنان کیومرث ملک‌مطیعی را درگیر خودشان کردند.
فقط 2 بار با این طور نقش‌ها دست و پنجه نرم کردم، یکی در نمایش حسن سنتوری به کارگردانی مرحوم‌ هادی اسلامی که نقش درام و عصبی داشتم و تا یک ماه پس از اتمام اجرا، حالت تشنج و عصبی پیدا می‌کردم و دیگری در سریال شاه دزد‌ که چون باید با لکنت زبان سخن می‌گفتم، مدت‌ها بعد از پایان سریال در حرف زدن لکنت پیدا می‌کردم.
با این حال تبحر و توانایی‌های‌تان بیشتر در حال و هوای طنز و کمیک نمود یافته یا در ایفای نقش‌های جدی؟
تاکنون به این موضوع فکر نکرده‌‌ام ولی اگر حمل بر خودستایی نباشد در هر دو رشته تبحر دارم. شما می‌توانید کار مرا در فیلم سفیر یا سریال گل پامچال با سریال شاه دزد و زیر آسمان شهر مقایسه کنید بگذریم از تئاتر‌هایم که هم جدی بوده‌اند و هم کمیک. البته اکثر بازیگران خوب ما همین‌طورند.
به عنوان یک استاد پیشکسوت از آنها بگویید که بازی‌شان، دلنشین‌تان شده است؟
همه بازیگر هستند و برای من قابل احترام اما بازی مرحوم خسرو شکیبایی، پرویز پرستویی، فاطمه معتمدآریا و پانته‌آ بهرام را بیشتر می‌پسندم.
به نظر شما طنازان سیما و سینما، طنز را به معنای عمیق و حقیقی‌اش می‌شناسند؟
در این باره بحث زیاد است و مجال کم. فکر می‌کنم خیلی از دوستانی که کار طنز انجام می‌دهند هنوز به معنی واقعی آن پی نبرده‌اند. در فرهنگ لغت، کلمه طنز به دو معنی آمده است، یکی ناز و کرشمه و دیگری طعنه زدن و مسخره کردن. معنای اول به سوژه‌ای که انتخاب می‌شود ربطی ندارد. سراغ دومی هم نمی‌توان رفت زیرا در حال حاضر نه می‌شود به کسی طعنه زد و نه مسخره کرد لذا چاره‌ای نداریم جز این که در فیلم‌ها و مجموعه‌های طنز با کار جدی یا به قولی «کمدی موقعیت» مردم را بخندانیم.
فکر می‌کنید حرف اول رسانه‌ای مثل تلویزیون تا کجا باید حرف مخاطب باشد؟
البته جلب رضایت همه مخاطبان کار دشواری است اما تلویزیون همواره باید در راستای خواسته‌های بحق مردم گام بردارد و مطالبات عمومی را به سلایق و عقاید فردی ترجیح دهد.
تئاتر خوب است یا تلویزیون؟
هنر خوب است.
از بداهه‌گویی استقبال می‌کنید؟
بداهه‌گویی خیلی مشکل‌تر از حفظ کردن دیالوگ است و لزوم آن بیشتر در تئاتر احساس می‌شود زیرا در تئاتر، تکرار و برداشت مجدد وجود ندارد و احتمال فراموشی دیالوگ‌ها زیاد است لذا بازیگر باید آن قدر تبحر داشته باشد تا جمله‌‌ای مترادف آنچه از یاد برده را جایگزین نماید حتی امکان دارد بازیگر نقش مقابل، دیالوگش را فراموش کند که در این حالت نیز بازیگر دیگر باید بداهه‌گویی کند تا به اصطلاح، صحنه نیفتد البته این کار مستلزم مطالعه زیاد و تمرین است.
می‌گویند پول در بازیگری است.
دروغ می‌گویند. از نظر مادی، مزایایی ندارد. مخصوصا در سن و سال ما متاسفانه کسی هوای پیشکسوت‌ها را ندارد و خیلی در حقشان اجحاف می‌شود.
یعنی معنوی است؟
به هر حال مزایای معنوی‌اش بیشتر است و آن هم در واقع مربوط می‌شود به محبت‌های مردم نسبت به ما.
اما این محبت‌های مقطعی و ناپایدار که آب و نان نمی‌شود؟
مکث طولانی توام با بغض] با خیلی‌ها برخورد کرده‌ام که ما را فقط برای سرگرمی خود و خانواده‌شان دوست دارند، نه به عنوان یک هنرمند زحمتکش. شاید یکی از معایب بزرگ کار ما همین بی‌مهری‌ها باشد.
خسته‌اید؟
از کی؟ مخاطبان؟
شاید.
خسته نیستم، اما بعضی از مردم هنوز نمی‌دانند که جلوی دوربین قرار گرفتن ما بازیگران با زندگی عادیمان فرق می‌کند. مثلا بارها پیش آمده که مرا در کوچه و خیابان می‌بینند و اصرار می‌کنند که فلان نقش را برایشان بازی کنم. امیدوارم فرهنگ جامعه ما به آنجا برسد که بین این دو مساله فرق بگذارند.
زندگی، رنگ و بو و حال و هوای یک فیلم را دارد؟
بله، زندگی سراسر فیلم است و بازی. همان طور که یک بازیگر با نقش خود دست و پنجه نرم می‌کند یک آدم عادی هم باید با سختی‌ها و مشکلات زندگی مبارزه کند و تلاش نماید تا موفق شود البته بین بازیگری در فیلم و صحنه زندگی معمولی تفاوت زیاد است. بازیگر، ناچار باید در قالب نقشی که به او محول شده است ظاهر شود، اما در زندگی باید خود بی‌نقابت باشی؛ پاک و بی‌‌غل و غش.
سوالی که گاه و بیگاه در ذهنتان مرور می‌کنید؟
این که آیا می‌توانم در بقیه عمر، کارهای موفقی ارائه دهم یا نه.
جوابی هم برایش دارید؟
احساسم می‌گوید اگر نتوانستی در کارت موفق شوی آن را ببوس و کنار بگذار. لذا تصمیم دارم تا زنده هستم در کارهایم موفق باشم و در راه هنر به مردم خدمت کنم تا خدا چه خواهد.
و بیشترین سوالی که مردم از شما می‌پرسند؟
این که آیا با ناصر ملک‌مطیعی (هنرپیشه قدیمی) نسبتی دارم؟ که پاسخ من نیز منفی است.
خوب است حالا که پای میز مصاحبه با جام‌جم نشسته‌اید، سری هم به خاطره‌ها بزنیم.
برای فیلمبرداری یک اثر سینمایی در کویر دامغان مشغول کار بودیم و هوا نیز بسیار گرم بود. هنگام ظهر متوجه شدیم آب آشامیدنی‌مان تمام شده است لذا مینی‌‌بوسی که جابه‌جایمان می‌کرد را برای تهیه آب به شهر فرستادیم. حدود 5 ساعت گذشت، اما از مینی‌بوس خبری نشد (بعدا فهمیدیم که در راه خراب شده است) تشنگی، امانمان را بریده بود بنابراین به همراه سایر افراد گروه برای یافتن آب در کویر به راه افتادیم. پس از طی مسافتی، خانه‌ای کوچک نمایان شد. نزدیک رفتیم و در خانه را باز کردیم. فضای داخل خانه پر بود از هندوانه‌های کوچکی به اندازه کف دست که روی هم چیده شده بودند. ناگهان همه با خوشحالی مثل قحطی‌زده‌ها به سمت هندوانه‌ها حمله کردیم. در این میان، مدیر تولید فریاد می‌زد صبر کنید. ببینیم صاحب اینها کیست و می‌خواهد هندوانه‌هایش را به چه قیمتی بفروشد. در همین گیر و دار بودیم که پیرمرد ساده‌دل روستایی که صاحب خانه بود جلو آمد و گفت بگذارید هر چه می‌خواهند بخورند تا تشنگی‌شان برطرف شود. این هندوانه‌ها را برای گوسفندانم آماده کرده بودم! نمی‌خواهد چیزی بدهید.با خنده]
در خاتمه این گفتگو، دلتان را به چند آرزو گره بزنید.
امیدوارم هرگز محتاج کسی جز خدا نباشم و با نام نیک از دنیا بروم و بعد از مرگم نیز خاطرات خوشی بین مردم به یادگار بگذارم چراکه به قول شاعر: صحنه پیوسته به جاست، خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد.
از شما و تمامی همکارانتان نیز کمال تشکر را دارم و موفقیتتان را در راه اشاعه فرهنگ و هنر از درگاه ایزد متعال خواستارم.
شیما و میلاد کریمی
تشکر یادت نره
البته اگه دلت خواست

کیومرث ملک مطیعی درگذشترضا کرم‌رضایی، محمود بنفشه‌خواه و اینک کیومرث ملک مطیعی... کیومرث ملک مطیعی د ... [ادامه مطلب]
کیومرث ملک مطیعی همچنان در بستر بیماری استخبرگزاری مهر: کیومرث ملک مطیعی برغم گذشت مدتها از بیمار شدن همچنان در بستر بیماری است. به گزارش خبرنگار مهر در کرج، کیومرث ملک مطیعی، یکی از هنرمندان پیشکسوت کشور به دلیل بیماری مدتی قبل در بیمارستان بستری شد.وی یکی از هنرمندان پیشکسوت در ع ... [ادامه مطلب]
مراسم تشییع زنده یاد کیومرث ملک مطیعی در قاب تصویرمراسم تشییع زنده یاد کیومرث ملک مطیعیمراسم تشییع زنده یاد کیومرث ملک‌مطیعی بازیگر تئاتر، تلویزیون و سینما صبح امروز سه شنبه با حضور جمعی از هنرمندان از مقابل تالار وحدت برگزار شد. ... [ادامه مطلب]
کیومرث ملک ‌مطیعی از مقابل تالار وحدت بدرقه می‌شود«کیومرث ملک‌مطیعی بازیگر دوست‌داشتنی هم از میان ما رفت. سینمای کشورمان امسال بهاری اندوهبار را آغاز کرده است. با... پیکر کیومرث ملک ‌مطیعی بازیگر قدیمی سینما، تئاتر و تلویزیون سه‌شنبه ـ 24 فروردین ماه ـ از مقابل تالار وحدت تشییع می‌شود. ... [ادامه مطلب]
گپ و گفتی منتشر نشده با زنده‌یاد کیومرث ملک‌ مطیعیپای حرف‌های پیرمرد که می‌نشینی، حال و هوایش به دلت جاخوش می‌شود. حال و هوایی که پیرمرد صبور انزلی را مثل حال و هوای دیارش، بارانی و سبز کرده، جنب و جوشش هم گاه غلام شش‌لول‌بند پرهیاهوی زیرآسمان شهر را به یادت می‌نشاندو قلقلکی می‌شود به ذهنت تا در ... [ادامه مطلب]
عکس نادیده از مهران مدیری و مرحوم ملک مطیعی[. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید][. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید] ... [ادامه مطلب]
به نظر شما این خانوم و بچه با کریستین رونالدو چه نسبتی دارندبه نظر شما این خانوم و بچه با کریستین رونالدو چه نسبتی دارند[. برای مشاهده لینکها در سایت عضو شوید] ... [ادامه مطلب]
خانه کودک ناصر خسرو ... [ادامه مطلب]
نامه الکس فرگوسن به ناصر حجازیسرالکس فرگوسن سرمربی افسانه‌ای منچستریونایتد طی نامه‌ای برای یک ایرانی مقیمانگلستان از ناصر حجازی اسطوره فوتبال ایران احوالپرسی کرده و برای شفای او دعاکرده است. جاوید جعفری فراهانی، ایرانی مقیم انگلستان نقطه آغازماجراست.او که از علاقه‌مندان پروپاقرص فوتبال است و در مسا ... [ادامه مطلب]
عکس های کنسرت محسن یگانه به یاد ناصر عبدالهی ... [ادامه مطلب]
© 2014 booof.ir